تبليغاتX
متولد ماه بهمن - نسل سوخته (به بهانه پخش مجدد کارتون مهاجران از شبکه 1 سیما)

نسل بعد از من سلام؛

من یک دهه شصتی هستم. از همان نسلی که تو سوخته خطابش کردی. من هم بچگی ام را با صدای آژیر خطر و در پناهگاه ها بسر کردم. من نداشتم آن چیزهایی که تو داری و نخوردم آنچه تو میخوری ولی یادم هست از هرچه داشتم نهایت لذت را میبردم. من اتاق خواب مجزا نداشتم ولی درعوض کل خانه مان اتاقم بود. مدرسه من در یک قدمی خانه مان نبود و از این عناوین دهن پر کن هم نداشت ولی در آنجا معلمی بود که مانند برادر بزرگتر دوستش داشتم. شاید زمان ما هنوز آمریکایی ها سرویس را اختراع نکرده بودند که ما مجبور بودیم کل راه مدرسه را پیاده طی کنیم و البته این خود توفیقی بود که تو هیچوقت به آن دست نمیابی. آن روزها هنوز Prince Of Persia از مادر زاده نشده بود که خب ما هم بیکار ننشستیم و فوتبال دستی را جایگزینش کردیم. لااقل مجبور نبودیم بخاطرش کر و کور و لال شویم و خود را در یک چاردیواری حبس کنیم. ما از سی دی و دی وی دی و ماهواره بی نصیب بودیم ولی تلویزیونی داشتیم که گرچه سیاه و سفید بود ولی تصاویری در ذهنمان باقی گذاشت که رنگین تر از هر تصویر امروزی است. به تو چه بگویم از زیبایی هایی که هیچوقت حس نکردی؟ به تو که مجبوری بنشینی و کارتون کراش را تماشا کنی؟ به تو که فکر میکنی بهترین آدم دنیا عمو پورنگ است از قلقلی و مجید قناد بگویم؟ به تو از چه بگویم؟ از استرلینگ و رامکال یا بل و سپاستین، از ممل و دختر مهربون یا از بلفی و لیلیبیت، از آنت و لوسین یا از از پرین و مادرش ...

کاش آنقدر بزرگ بودی که قدرت تفکر داشتی. ایکاش می فهمیدی که دنیای امروز چه بلایی بر سرت آورده و ذهن قشنگت را که باید جایگاه خاطرات زیبای کودکیت باشد به تباهی کشانده است. شاید آن موقع متوجه میشدی که نسل سوخته من نیستم، نسل سوخته تو هستی. تو که روح پاک و لطیف کودکیت را در در این رسانه خشن گم کردی. متأسفم که عصر تکنولوژی با واژه های عریض و طویلی که مدام در گوشت میخواند کودکیت را در خود خواهد بلعید. متأسفم از اینکه آنقدر در رفاه و داشته هایت غرق شده ای که نمیدانی داشتن یک بسته مداد رنگی 6 رنگ جدید چه لذتی دارد. وای بر تو که حتی یک خاطره هم از روزهای برفی و لیز خوردن در راه مدرسه نداری. دلت را به چه خوش کردی نسل بعد از من؟ در آن مدرسه غیرانتفایی به شما چه دادند که ما از آن بی خبریم؟ جز آنکه بر حرصتان افزودند و لذت دویدن و زمین خوردن در راه مدرسه را از شما گرفتند؟ به چه چیز تو باید حسادت کنم؟... دلم به حالت میسوزد. به حال تو که برای نسل بعدی ات هیچ نداری که بگویی. چگونه دفاع میکنی از کودکیت؟ چگونه میخواهی این ننگ را از پیشانیت پاک کنی. دلم به حالت میسوزد ای نسل سوخته.

 

یک بهمنی از نسل قبل

 

---------------------------------------------------
پی نوشت:

- ببخشید یکم قلمبه سلمبه بود. طبق معمول هر چی تو کلّم بود نوشتم.

- بر خلاف چیزهایی که نوشتم، به بچه های امروز واقعا حسودیم میشه. کافیه اراده کن تا یه چیزی رو به دست بیارن. بعد ما اون موقع ها وقتی یه چیزی میخواستیم باید چند روز گریه زاری می کردیم که شاید...

- این روزا خیلی هوس کردم آهنگ همشاگردی سلام که اول مهر تلویزیون پخش میکرد رو بشنوم. اگه کسی این آهنگ رو داره لطفاً یه جوری بهم برسونه.


والسلام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 19:29  توسط یک بهمنی |